رهبرم اخم کند …

هنوز ستاره نگرفته

❖ رهبرم اخم کند…
❖ قایقی خواهم ساخت…
❖ خواهم انداخت به دریای دل اربابم…
❖ قایق از خشم پر است…
❖ و دل از نفرت تکفیری ها…
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
❖ قصه ی فهمیده…
❖ باز تکرار کنم؟؟؟
❖ نه دگر این بار دعوا…
❖ به سر سربند نیست…
❖ همه سربندها… نام یا فاطمه است…
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
❖ نشود تکرار باز عاشورا…
❖ خیمه ها اینبار جایش امن است…
❖ علم عباس هم…
❖ دست نیکوی گل سرسبد فاطمه است…
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
❖رهبرم خامنه ایست…
❖ رهبرم سید و اولاد علی است…
❖ رهبرم اخم کند…
❖ به خدا مادرتان داغ شما می بیند…
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
❖ حاج همت رفته….
❖ کاظمی دیگر نیست…
❖ پدرموشک ایران هم رفت…
❖ لیک از عالم غیب…
❖ باز با ما هستند‌.‌‌..
❖ حاج قاسم هم هست…
❖ که سلیمانی کرد همه دنیا را فتح…
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
❖ همه ی ما هستیم‌‌
❖ ‌کور خواندید اگر
❖ باز هم فکر کنید
❖ که علی تنهاست
❖ نامه های بیعت با مسلم
❖ همه اش ایرانیست
❖ همه با خون خود امضا کردیم
❖ خاک پای پسر زهراییم
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
❖ باز دنیا انگار
❖ تشنه ی خون شده است
❖ هوس رویش لاله کرده
❖ دور تا دور ضریح عباس
❖ خون شیعه ز گرفتاری تن خسته شده
❖ وقت آنست که آزاد شود از رگ ها
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
❖ رهبرم اخم نکن
❖ به خدا اذن دهی
❖ شیعه با خون خودش میشوید
❖ همه ی لشکر کفر
❖ اینبار نه هفتاد و دو تن بلکه «هفتاد و دو میلیون»

اباصالح المهدی

شعر مهدوی

هنوز ستاره نگرفته

✨به انتظار تو هر روز و شام می‌مانیم
و قصّه غم هجرت مدام می‌خوانیم

✨برای دیدن روی مه تو جان جهان
به چارسوی زمین اسب شوق می‌رانیم

✨بیا بیا که بهاران شود زمستان‌ها
بیا که در قدمت، سر، چو گل، برافشانیم

✨کرَم نما و قدَم نه، ز مهر، محفل ما
که خاک رهگذرت با مژه بروباییم

✨تو قطب عالم امکانی و ولّی حقی
بیا که بی‌تو، همه، جسم‌های بی‌جانیم

✨امام برحق ما، گرچه غایبی ز نظر
مطیع امر تو مولا چنان غلامانیم

✨بیا و صحنه گیتی ز عدل پر گردان
اسیر ظلم و جفائیم و بی‌پناهانیم

✨دعای ما همه این است همچو «دانشور»
که بهر جان نثاری و طاعت، کنار تو مانیم

علی دانشور
#شعر_مهدوی

ارکان اصلی صادرات

5/5 (1)

یاران با صداقت در بانک صادرات است خوبان با شرافت در بانک صادرات است
رکن اساس و اصلی بر مشتری مداری سرعت شعار دقت در بانک صادرات است
یاری رسان مردم مشکل گشای ملت مفهوم استعانت در بانک صادرات است
بر حجم کار افزون دارد بسی تحمل صبر و ثبات و همت در بانک صادرات است
در اقتصاد ایران آنان که بهترینند بی شبهه این جماعت در بانک صادرات است
با مشتری مداری جایش قلوب مردم خوش روئی و رفاقت در بانک صادرات است
از بار خدمت خلق هرگز نشد کمر خم معنای استقامت در بانک صادرات است
ورد زبان یاران این سه شعار باشد حجب و حیا و حرمت در بانک صادرات است

شعر از علی صلاحلو

سمبل عشق است

5/5 (1)

مهد علم اقتصاد است صادرات صادق و نیکو نهاد است صادرات
هر که دارد فکر بکر و تجربه لاجرم او را به یاد است صادرات
نسل تو باید بداند این مهم پیشتاز اعتماد است صادرات
سمبل عشق است و خدمت پیشگی این مهم را اوستاد است صادرات
مرد میدان بوده با عشق و صفا بانی و بنیان گذار صادرات (مهندس مفرح)
فاتح میدان جنگ اقتصاد نام پاکش افتخار صادرات
رو سپید است آن که روشن کرده است این چراغ تابدار صادرات
حب من نام مهندس بود و هست تاج نیکویش کنار صادرات

شعر از رمضان بابائی آقا باقر

سر مشق آتی

هنوز ستاره نگرفته

سلام ای همقطار خوب و کاری که هستی شهره در خدمتگزاری
از این شادم که هستم هم قطارت به خود می بالم از این هم قطاری
الا ای آنکه بهر کار مردم به سر داری هوای جان نثاری
دلم خواهد که پند مخلصت را اگر میشه به گوش جان سپاری
که تا این پند درویشانه من بماند در مزاجت یادگاری
الا ای کلام پشت گیشه که هستی خادم مردم همیشه
بسی شادم که این خدمتگزاری دوانده در رگ و جان تو ریشه
الا ای آن که هر ارباب خواهش به پیشت محترم چون قوم و خویشه
دلم خواهد به وقت کارگزاری نباشد بر لبت حرف نمیشه

شعر از محمد علی انصاری

مرد آن است

هنوز ستاره نگرفته

مرد آنست که در عشق صداقت دارد
در رهِ منزلِ لیلاش، شهامت دارد

مرد آنست که در قهر وُ جدایی حتّی
از عزیزش همه جا قصدِ حمایت دارد

مرد آنست که وقتی دلِ او درگیر است
در نه گفتن به هوس، دستِ صراحت دارد

مرد آنست که وقتی گُلِ او غمگین است
در به رقص آورِیَش، سازِ درایت دارد

مرد آنست که حتّی جسدِ بی جانش
با رقیبان سرِ معشوق، رقابت دارد!

“ای که از کوچه معشوقه ما میگذری”
چشم درویش بکن! عشق، قداست دارد

تقدیم به آقایان

هنوز ستاره نگرفته

مرد یعنی یار هستی در وجود
مرد یعنی یک فرشته در سجود
مرد یعنی یک بغل آسودگی
مرد یعنی پاکی از آلودگی
مرد یعنی هدیه ی زن از خدا
مرد یعنی همدم و یک هم صدا
مرد یعنی عشق و هستی، زندگی
مرد یعنی یک جهان پایندگی
مرد یعنی زندگی در لاله زار
مرد یعنی عاشقی، دلدادگی
مرد یعنی راستی و سادگی
مرد یعنی عاطفه، مهر و وفا
مرد یعنی معدن نور و صفا
مرد یعنی راز، محرم، یک رفیق
مرد یعنی یار یکدل، یک شفیق
مرد یعنی پدر مردان مرد
مرد یعنی همدم دوران درد
مرد یعنی حس خوش، حس عجیب
مرد یعنی بوستانی پر نصیب
مرد یعنی باغهای آرزو
مرد یعنی نعمتی در پیش رو
مرد یعنی بنده ی خوب خدا
مرد یعنی نیمی از زنها جدا
مرد یعنی همسری خوب و شفیق
مرد یعنی بهترین یار و رفیق
مرد یعنی انفجار نورها
مرد یعنی نغمه ی روح و روان
مرد یعنی ساز موسیقی جان
مرد یعنی مرهم هر خستگی
مرد یعنی بهترین وابستگى

امشب

هنوز ستاره نگرفته

امشب‌ بیا که‌ تشنه ی یک همنشینی‌ام‌
دیگر امید نیست‌ که‌ فردا ببینی‌ام‌

فردا، مرا ـ تمام‌ مرا ـ باد می‌برد
ای‌ کاش‌، جای‌ باد، تو امشب‌ بچینی‌ام‌

خورشید، فرصتی‌ ست‌ که‌ از من‌ گذشته‌ است‌
تاریک‌، مثل‌ سایه ی تنگ‌ پسینی‌ام‌

لحظه‌ به‌ لحظه‌ از دلِ هم‌ دورتر شدیم‌
از بس‌ تو آن‌ همانی‌ و من‌ این‌ همینی‌ام‌

دیگر، من‌ آن‌ چنان‌ که‌ تو هستی‌، نمی‌شوم‌
آخر تو جای‌ من‌، چه‌ کنم‌؟ این‌ چنینی‌ام‌ !

با این‌ همه‌، هنوز دلی‌ مانده‌، دیر نیست‌
من‌ که‌ هنوز عاشق‌ عشق‌ آفرینی‌ام‌

عاشقی

4.5/5 (2)

من تورا میخواهم و یاد تو در من ماندنیست
چشم تو چون شاه بیتی در غزلها خواندنیست
.
روی خود پنهان نکن ای عشق پنهانی من
چهره زیبای تو چون باغ گلها دیدنیست
.
من به لبهایت طمع کردم،تو رنجیدی چرا
این نباشد خبط من،لبهای تو بوسیدنیست
.
گفته بودی قلب پرخون خواهی و آه جگر
چون منی دیوانه قلبش را به یغما بردنیست
.
رفتی و با رفتنت ابری شد این شبهای من
نور خورشیدم، نتابی ابر غم باریدنیست
.
حالتی دارم میان رویش و پرپر شدن
حالت عشق است،این احساس من ناگفتنیست
.
کی رسد آندم که جانی گیرم از چشمان تو
جان شیرین هم بپای ناز چشمت دادنیست

عشق یعنی …

هنوز ستاره نگرفته

عشق یعنی با یکی ، یکجا ، تماشایی شوی
عاشقش باشی ، برایش هر لحظه رویایی شوی

راه رویایی شدن اینست که شیدایی کنی
بی شراب و باده ها درگیر شیدایی شوی

عشق یعنی با نگاهت روی او را ناز کن
عشق یعنی با رخش درگیر زیبایی شوی

گر که آتش زد به تو با آن رخ زیبای خود
باکی از آتش نداری و اهورایی شوی

جاده اش گر سخت و ناهموار و پر خنجر شده
بی مهابا در رهش باشی و بودایی شوی

بوی عطرش را اگر هرجا شنیدی ، هر زمان
کور و کر باشی و پر از حس بویایی شوی

یا که او ، یا هیچکس دیگر که اینست عاشقی
او اگر هم شد جدا پا سوز تنهایی شوی