حقوق شهروندی

مبحث جدیدی را از امروز شروع می کنم به نام حقوق شهروندی
این موضوع را به این علت مورد بحث قرار می دهم که ما شهروندان ایرانی با بی خبری از حقوق خود هزینه های زیادی را پرداخت می کنیم و با بی توجهی و دزدی های مکرر برخی مسوولان در سمت های منتصب شده به حق خود نمی رسیم و اغلب فقط از آن حرص می خوریم.
توصیه میکنم این مبحث را دنبال کنید و نظرات خود را در مورد این مطالب بیان کنید تا انگیزه ای برای ادامه موضوع باشد و تاثیر مثبتی بر روند اصلاح این حقوق در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بگذارد.
مقدمه
شهروندی: از جمله مفاهیم نو پدیدی است که به طور ویژه‌ای به برابری و عدالت توجه دارد و در نظریات اجتماعی، سیاسی و حقوقی جایگاه ویژه‌ای پیدا کرده است. مقوله «شهروندی» وقتی تحقق می‌یابد که همه افراد یک جامعه از کلیه حقوق مدنی و سیاسی برخوردار باشند و همچنین به فرصت‌های مورد نظر زندگی از حیث اقتصادی و اجتماعی دسترسی آسان داشته باشند. ضمن اینکه شهروندان به عنوان اعضای یک جامعه در حوزه‌های مختلف مشارکت دارند و در برابر حقوقی که دارند، مسئولیت‌هایی را نیز در راستای اداره بهتر جامعه و ایجاد نظم بر عهده می‌گیرند، و شناخت این حقوق و تکالیف نقش مؤثری در ارتقاء شهروندی و ایجاد جامعه‌ای بر اساس نظم و عدالت دارد. اسلام به عنوان یک دین فراگیر که به همه ابعاد زندگی بشر توجه نموده است، دستورات صریح و شفافی برای روابط اجتماعی انسان‌ها دارد و نه تنها به کمال معنوی انسان‌ها توجه نموده است بلکه به چگونگی ساختن جامعه‌ای نمونه نیز توجه دارد. از جمله مسائل مهم حقوق شهروندی در اسلام توجه به کرامت انسانها به عنوان اشرف مخلوقات، ارزش حیات و زندگی افراد، برابری بدون توجه به نژاد، رنگ، پوست و …، هدفمند نمودن خلفت انسانها و بیهوده نبودن زندگی انسان می‌باشد.

منطق به زبان ساده

دانشجویان از استاد خود پرسیدند:
منطق یعنی چه؟

استاد با کمی مکث گفت: تصور کنید که دو مرد نزد من بیایند ، یکی تمیز و دیگری کثیف

اگر من به آن ها پیشنهاد کنم که استحمام کنند ، شما فکر می کنید ، کدام یک از آن دو تن خواسته مرا اجابت خواهند کرد؟

دانشجویان یکصدا گفتند: خوب مسلماً فرد کثیف!

استاد گفت: خیر به نظر من فرد تمیز خواسته مرا اجابت خواهد کرد ، چون او به حمام کردن عادت کرده و فرد کثیف قدر استحمام را نمی داند.

استاد مجدداً تأکید کرد که پس کدامیک خواسته مرا اجابت خواهد کرد؟

این بار دانشجویان با جدیت گفتند: البته فرد تمیز!

استاد بلافاصله گفت: خیر ، به نظرم فرد کثیف اجابت خواهد کرد ، چون او به استحمام بیشتر احتیاج دارد.

در این زمان مجدداً استاد به صورت استفهامی پرسید : خوب ، پس کدامیک از میهمانان خواسته مرا اجابت خواهد کرد؟

این بار دیگر دانشجویان با توجه به سخنان استاد گفتند: البته فرد کثیف!

و استاد این بار در حالی که لبخندی به لب داشت گفت: اما نه عزیزان من ، به نظر می رسد هر دو دعوت مرا اجابت خواهند کرد!
فرد تمیز به دلیل عادتی که به استحمام دارد و فرد کثیف به دلیل نیاز مبرمی که به استحمام دارد دعوت مرا اجابت خواهند کرد.

دانشجویان حسابی گیج و مبهوت شده بودند.

استاد باز هم طرح مسئله کرده و در حالی که حیرت را در چهره دانشجویان می دید سؤال کرد : «به نظر شما کدامیک از دو میهمان دعوت به استحمام را قبول خواهند کرد»

دانشجویان با سر در گمی و حیرت و البته با تردید این بار جواب دادند: هر دو!

استاد که گویی به هدف خود دست یافته بود گفت : نه ، به نظرم پاسخ صحیح هیچ کدام است!!!
چون فرد کثیف اصولاً به استحمام عادت ندارد و فرد تمیز هم به دلیل تمیز بودن نیازی به استحمام احساس نمی کنند!

دانشجویان در حالیکه در چهره آنها اعتراض مشهود بود به دلیل احترام نسبت به استاد گفتند: بله درست است و حق با شماست!!! ولی ما حسابی گیج شده ایم شما هر بار نظر قبلی خود را تغییر می دهید و اتفاقاً هر بار هم کاملاً درست استدلال می کنید و این موضوع ما را کاملاً گیج کرده و ما را در تشخیص پاسخ درست دچار مشکل می کند. ما بالاخره چطور می توانیم پاسخ درست را تشخیص دهیم؟

در حالی که رضایت در چهره استاد موج می زد همراه با لبخند شیرینی در پاسخ به ابهام و سؤال دانشجویان گفت:

«خوشحالم که بالاخره با اعتراض شما مواجه شدم ، من برای یک سؤال مشخص چهار فرضیه مطرح و هر بار یکی از آن فرضیه ها را به اثبات رساندم و شما استدلال مرا در هر مرحله پذیرفتید و مقهوم منطق همین است که برای یک مسئله قطعاً راه کارهای متعددی وجود دارد و هر کس استدلال خودش را دارد.

پنج ویژگی ضامن موفقیت از نگاه «بیل گیتس»

۱ – دانستن اینکه چگونه باید «نه» گفت

این توصیه ای است که گیتس شخصا از «وارن بافت» فرا گرفته است و برای هر فردی اعم از ثروتمند یا فقیر کاربردی است. همواره زنجیره ای بی پایان از فرصت ها، کارهایی برای انجام دادن، تجربیات متفاوت و مانند آن وجود دارد. در یک چنین دنیای شلوغی دانستن آنکه در چه زمانی باید به پروژه ها، دعوتنامه ها و سایر درخواست ها به نفع استفاده بهینه از زمان خود نه بگویید، مهمترین مهارتی است که باید یک فرد فرا گیرد. این ویژگی به شما یاد میدهد که بدانید که دقیقا چه مواردی برای شما اهمیت دارد و در نتیجه تمرکز خود را تماما بر آن معطوف کنید.

۲ – استقبال از انتقاد

گیتس در کتاب خود با عنوان «Business @ the Speed of Thought» یاد آور شده است: از خبرهای بد با آغوش باز استقبال کنید تا بدانید که دقیقا در کجا نیازمند بهینه سازی و پیشرفت هستید. هرچند هیچ کس چندان دوست ندارد که دیگران به انتقاد از نحوه تفکر و عمل وی بپردازند، اما در فقدان این موضوع، پیشرفت فردی بسیار کندتر خواهد بود. انتقادات معمولا فرد را با زاویه های جدید از موضوع مواجه میسازد که پیش از آن پنهان بوده اند. در این میان فرد باید از قوه قضاوت خود برای تشخیص انتقادات مناسب و کاربردی از موارد بی فایده استفاده کرده و یاری بگیرد. با دقت گوش دادن به دیگران مهارت مهم دوم برای موفقیت در زندگی است.

۳ – خوشبینی

در دنیایی که اغلب بسیاری از اتفاقات به شکلی بدبینانه و ناخوشایند رقم میخورد، داشتن دیدی خوشبینانه دشوار است. اما واقعیت این است که بدون داشتن فلسفه خوشبینی هیچ کس اقدام به سرمایه گذاری در یک ایده، راه اندازی کسب و کار جدید و ساخت یک محصول جدید نخواهد کرد. زندگی شخصی گیتس بیانگر یک نمونه جالب از اعتقاد به فلسفه خوشبینی است. زیرا در دنیایی که گرفتار اغلب مصایب و مشکلات از جمله گرسنگی، آلودگی فقر است، سرمایه گذاری در پروژه های بشر دوستانه نیازمند اعتقادی قوی به خوشبینی است. وی یکبار در ۲۰۱۳ در کالج استنفورد گفت: معمولا خوشبینی را به عنوان امید پوچ و بیهوده نگاه میکنند، اما بدون هیچ شکی میتوان گفت که یک نوع نا امیدی کاذب نیز همواره وجود دارد که باید به شدت از آن پرهیز کرد.

۴ – تمایل به شکست

گیتس در کتاب دیگر خود «The Road Ahead» نوشته است: موفقیت یک معلم پست است که افراد باهوش را به گونه ای اغوا میکند که به این باور میرسند که هیچ گاه شکست نمیخورند، وی تشریح میکند که امروز فکر کردن به یک محصول شکست ناپذیر منجر به از دست رفتن و منسوخ شدن ایده های فردا میشود. قطعا افراد موفقیت را بیش از شکست میپسندند. اما این شکست است که بیش از هر چیز دیگر منجر به یاد گیری انسان میشود و بهترین فرصت ها را برای رشد در اختیار قرار میدهد.

۵ – توانایی تمرکز بر یک هدف مشخص و دنبال کردن آن

گیتس در یک نامه سرگشاده، درسهایی از تاریخ ماشین بخار را یادآور شده است: چنانچه یک هدف مشخص را تعریف کنید و مقیاسی برای نشان دادن میزان پیشرفت در مسیر این هدف داشته باشید، به نتایج شگفت انگیز خواهید رسید. وی همچنین تاکید کرده است که البته یافتن یک هدف مشخص و مقیاس صحیح برای برآورد پیشرفت، سخت و دشوار است. زیرا اگر این موضوع ساده بود، همه افراد در نیا تبدیل به شخصیت های موفق میشدند.

یک ایده برای فروش …

ﺍﻫﺎﻟﯽ ﺭﻭﺳﺘﺎﯾﯽ ﺍﺯ ﻣﻼﻧﺼﺮﺍﻟﺪﯾﻦ ﺩﻋﻮﺕ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺭﻭﺳﺘﺎﯼ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺳﺨﻨﺮﺍﻧﯽ ﮐﻨﺪ. ﻣﻼ ﻧﺼﺮﺍﻟﺪﯾﻦ ﭘﺎﺳﺦ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﻧﻔﺮﯼ ﭘﻨﺞ ﺳﮑﻪ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺑﺪﻫﻨﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﺮﺍﺩ ﺳﺨﻨﺮﺍﻧﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺁﻣﺪ. ﺍﻫﺎﻟﯽ ﺭﻭﺳﺘﺎ ﮐﻨﺠﮑﺎﻭ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻣﻼ ﭼﻪ ﭼﯿﺰ ﺑﺎ ﺍﺭﺯﺷﯽ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﮕﻮﯾﺪ ﮐﻪ ﺑﺎﺑﺖ ﺁﻥ ﭘﻮﻝ ﺍﯾﻦ ﭼﻨﯿﻨﯽ ﻃﻠﺐ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ، ﺑﻬ هر ﺯﺣﻤﺘﯽ ﮐﻪ ﺷﺪﻩ ﻧﻔﺮﯼ ﭘﻨﺞ ﺳﮑﻪ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻭﯼ ﻣﯽ ﺭﺳﺎﻧﻨﺪ. ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﻣﻮﻋﻮﺩ ﻣﻼ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯿﮑﻪ ﺳﮑﻪ ﻫﺎ ﺩﺭ ﺟﯿﺒﺶ ﺟﺮﯾﻨﮓ ﺟﺮﯾﻨﮓ ﺻﺪﺍ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﺑﻪ ﺑﺎﻻﯼ ﻣﻨﺒﺮ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ ﻭ ﺳﺨﻨﺮﺍﻧﯽ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ. ﺳﭙﺲ ﺍﺯ ﻣﻨﺒﺮ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺁﻣﺪﻩ ﺭﻭ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﺧﺮﻭﺝ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ : ﺑﯿﺎﯾﯿﺪ ﺟﻠﻮ ﻭ ﭘﻮﻟﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﭘﺲ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ. ﺍﻫﺎﻟﯽ ﺭﻭﺳﺘﺎ ﻫﺎﺝ ﻭ ﻭﺍﺝ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻑ ﻣﻼﻧﺼﺮﺍﻟﺪﯾﻦ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﮔﻨﮓ ﻭ ﮔﯿﺞ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻭ ﺳﭙﺲ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ: ﻣﻼ ﺍﯾﻦ ﺩﯾﮕﺮ ﭼﻪ صیغه ﺍﯼ ﺍﺳﺖ! ﺁﻥ ﭘﻮﻝ ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ﮐﺮﺩﻧﺖ ﭼﻪ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺍﯾﻦ ﭘﺲ ﺩﺍﺩﻥ ﭼﻪ ﻣﻌﻨﯽ ﺩﺍﺭﺩ؟ ﻣﻼﻧﺼﺮﺍﻟﺪﯾﻦ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻣﻠﯿﺤﯽ ﻣﯽ ﺯﻧﺪ ﻭ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ: ﺩﻭ ﻧﮑﺘﻪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﺍﺳﺖ. ﺍﻭﻝ ﺍﯾﻨﮑﻪ، ﺁﺩﻡ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺎﺑﺖ ﭼﯿﺰﯼ ﭘﻮﻝ ﻣﯽ ﭘﺮﺩﺍﺯﺩ ﺳﻌﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺑﻪ ﻧﺤﻮ ﺍﺣﺴﻦ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﻨﺪ، ﻫﻤﺎﻧﻄﻮﺭ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﺩﻗﺖ ﺑﻪ ﺣﺮﻓﻬﺎﯾﻢ ﮔﻮﺵ ﺩﺍﺩﯾﺪ ﻭ ﺩﻭﻡ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺁﺩﻡ ﭘﻮﻝ ﺗﻮﯼ ﺟﯿﺒﻬﺎﺵ ﺑﺎﺷﺪ ﺧﯿﻠﯽ ﻗﺸﻨﮓ ﺻﺤﺒﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ!!!

جنس گران شده را نخرید …

یک روز صبح در کشور آلمان
یک روز صبح? در کشور آلمان مردمی که برای خرید شیر آمده بودند ، در کمال تعجب دیدند شیری که تا دیروز ۱ یورو فروخته میشد ، امروز ۱٫۵ یورو عرضه میشود . هیچ کس سرو صداو اغتشاشی نکرد اما ، هیچ کس هم شیر نخرید.
بطری های شیر به کارخانه مرجوع شد و همان شب آنگلا مرکل از تلویزیون رسمی آلمان بصورت زنده از مردمان کشورش بابت  این گرانی عذر خواهی کرد و از فردا شیر دوباره به قیمت ۱ یورو توزیع شد …!!!!

یک روز صبح در کشور ایران
یک روز صبح در کشور ایران مردمی که برای خرید شیر آمده بودند ، در کمال تعجب دیدند شیری که تا دیروز ۳۵۰ تومان  فروخته میشد ، امروز ۷۵۰ تومان عرضه میشود . هیچ کس سرو صداو اغتشاشی نکرد، همه هم شیر خریدند و حتی از نیاز روزانه نیز بیشتر خریدند !!

پاکت های شیر به کارخانه مرجوع نشد و همه به فروش رسید حتی در بازار نایاب نیز شد و فردای همان روز مجددا قیمت شیر افزایش پیدا کرد و به ۱۳۵۰ تومان رسید و همچنان مردم خریدند و کسی هم عذرخواهی نکرد و شیر نیز توزیع شد.

نتیجه: مردم ما مقصرند و فرهنگ ضعیفی دارند که به گران شدن اجناس کارخانجات وابسته به افراد آقازاده کمک می کنند وگرنه دولت آمادگی عذرخواهی و جلوگیری دارد.

ﻗﺎﯾﻢ ﺑﺎﺷﮏ دانشمندان

ﺭﻭﺯﯼ ﻫﻤﻪ ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪﺍﻥ ﻣﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﻭﺍﺭﺩ ﺑﻬﺸﺖ ﺷﺪﻧﺪ ﺁﻧﻬﺎ
ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ ﺗﺎ ﻗﺎﯾﻢ ﺑﺎﺷﮏ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨﻨﺪ.
ﺍﻧﯿﺸﺘﯿﻦ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﻧﻔﺮﯼ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﭼﺸﻢ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺷﺖ.
ﺍﻭ ﺑﺎﯾﺪ ﺗﺎ ۱۰۰ ﻣﯿﺸﻤﺮﺩ ﻭ ﺳﭙﺲ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﺟﺴﺘﺠﻮ
ﻣﯿﮑﺮﺩ.
ﻫﻤﻪ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﺷﺪﻧﺪ ﺑﻐﻴﺮ ﺍﺯ ﻧﯿﻮﺗﻮﻥ …
ﻧﯿﻮﺗﻮﻥ ﻓﻘﻂ ﯾﮏ ﻣﺮﺑﻊ ﺑﻪ ﻃﻮﻝ ﯾﮏ ﻣﺘﺮ ﮐﺸﯿﺪ ﻭ ﺩﺭﻭﻥ
ﺁﻥ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩ، ﺩﻗﯿﻘﺎ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺍﻧﯿﺸﺘﯿﻦ.
ﺍﻧﯿﺸﺘﯿﻦ ﺷﻤﺮﺩ
ﺍﻭ ﭼﺸﻤﺎﺷﻮ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺩﯾﺪ ﮐﻪ ﻧﯿﻮﺗﻮﻥ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﭼﺸﻤﺎﺵ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻩ.
ﺍﻧﯿﺸﺘﯿﻦ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺯﺩ ﻧﯿﻮﺗﻮﻥ ﺑﯿﺮﻭﻥ ‏( ﺳﮏ ﺳﮏ ‏) ،
ﻧﯿﻮﺗﻮﻥ ﺑﺎ ﺧﻮﻧﺴﺮﺩﯼ ﺗﮑﺬﯾﺐ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ ﻣﻦ ﺑﯿﺮﻭﻥ
ﻧﯿﺴﺘﻢ.
ﺍﻭ ﺍﺩﻋﺎ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﺍﺻﻼ ﻣﻦ ﻧﯿﻮﺗﻮﻥ ﻧﯿﺴﺘﻢ !!!
… ﺗﻤﺎﻡ ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪﺍﻥ ﺍﺯ ﻣﺨﻔﯿﮕﺎﻫﺸﻮﻥ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺍﻭﻣﺪﻥ ﺗﺎ ﺑﺒﯿﻨﻦ ﺍﻭﻥ ﭼﻄﻮﺭ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﺛﺎﺑﺖ ﮐﻨﻪ ﮐﻪ ﻧﯿﻮﺗﻮﻥ ﻧﯿﺴﺖ … ﻧﯿﻮﺗﻮﻥ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺩ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺩﺭ ﯾﮏ ﻣﺮﺑﻊ ﺑﻪ ﻣﺴﺎﺣﺖ ﯾﮏ
ﻣﺘﺮ ﻣﺮﺑﻊ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻩ ﺍﻡ
ﮐﻪ ﻣﻦ ﺭﻭ،ﻧﯿﻮﺗﻮﻥ ﺑﺮ ﻣﺘﺮ ﻣﺮﺑﻊ ﻣﯿﮑﻨﻪ …
ﻭ ﺍﺯ ﺁﻧﺠﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻧﯿﻮﺗﻮﻥ ﺑﺮ ﻣﺘﺮ ﻣﺮﺑﻊ ﺑﺮﺍﺑﺮ “ﯾﮏ ﭘﺎﺳﮑﺎﻝ” ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ
ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ ﻣﻦ ” ﭘﺎﺳﮑﺎﻟﻢ ” ﭘﺲ ﭘﺎﺳﮑﺎﻝ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺑﺮﻩ
‏( ﭘﺎﺳﮑﺎﻝ ﺳﮏ ﺳﮏ )

قانون طبیعت

شما در طبیعتی زندگی می کنید که خدا آفریده است پس در هر طبیعتی هم باید قانون آنجا را رعایت کنید :

قانون اول ;قانون خلا یا خالی شدن ؛
هر چه انسان ازخشم، کینه ،حسد ،دروغ و….
تهی باشد بیشتر ذهنش جذب موهبت های الهی می شود.

۲) قانون بارش ;
فوران کردن و بی مضایقه بخشیدن،بارش مهر و عشق

۳) قانون نظم ;
همیشه بی نظمی برکت رااز بین می برد واز ما می گیرد.

۴) قانون پاکی;
پاکی جذب پاکی می شود پس خودتان را پاک کنید و این پاکی منحصر به پاکی جسم نیست بلکه پاکی ذهن ،دل و زبان واندیشه می باشد.

۵) قانون سحر خیزی;
انرژی هستی از اول صبح هرچه به روز نزدیکتر میشود کمتر میشود اوج انرژی ها اول صبح است.

۶) قانون جماعت;
یعنی با هم بودن ،جمع انرژی اش از مجموع اجزا بیشتر است.

۷) قانون هماهنگی;
موفقیت یعنی پیشبرد تمامی جنبه های زندگی به صورت هماهنگ.

۸) قانون تنوع:
هرچند وقت یکباروسایل خانه را جابه جا کنیم لباسهای رنگارنگ بپوشیم. از یک رنگ خاص نباید همیشه استفاده کرد چون جمود و خستگی میآورد.

۹) قانون عشق:
اگر کسی رفتار بدی دارد بیایید برایش عاشقانه دعا کنید. خوش رفتاری وسپاس نعمت موجب دوام نعمت است

داستان مدیریتی

یه کلاغ و یه فیل سوار هواپیما بودن، کلاغه سفارش چایی میده. چایی رو که میارن یه کمیشو میخوره باقیشو می پاشه تو صورت مهموندار!
مهموندار میگه چرا این کارو کردی؟
کلاغه میگه دلم خواست! پررو بازیه دیگه”  پررو بازی!

چند دقیقه میگذره باز کلاغه سفارش نوشیدنی میده، باز یه کمیشو میخوره باقیشو میپاشه تو صورت مهموندار
مهموندار میگه چرا این کارو کردی؟
کلاغه میگه دلم خواست! پررو بازیه دیگه، پررو بازی!

بعد از چند دقیقه کلاغه چرتش میگیره فیل به سرش میزنه که اونم یه خورده تفریح کنه، مهموندار رو صدا میکنه میگه یه قهوه براش بیارن. قهوه رو که میارن یه کمیشو میخوره باقیشو میپاشه تو صورت مهموندار!
مهموندار میگه چرا این کارو کردی؟ فیل میگه دلم خواست! پررو بازیه دیگه، پررو بازی!
اینو که میگه یهو همه مهموندارا میریزن سرش و کشون کشون تا دم در هواپیما میبرن که بندازنش پایین! فیله شروع به داد و فریاد میکنه، کلاغه بیدار میشه و بهش میگه:آخه فیل گنده ی بی مغز! تو که بال نداری مجبوری پررو بازی دربیاری؟!!

نکته مدیریتی: پیش از تقلید از دیگران، منابع خود را به دقت ارزیابی کنید.