با خاطرات خود بخندید

اینو بخونین و اگه لبخندی زدین این لبخندو به دیگرون هم هدیه کن : بی سر و صدا وسایلتونو جمع کنید، با صف برید توو حیاط، امروز معلم ندارید یادش بخیر ... یادتونه؟ توو نیمکت ها باید سه نفری می

آیه راستی

سلام تو دوره آموزشی سربازی یه فرمانده یزدی داشتیم که جانباز بود البته یه جانباز واقعی که تقریبا نیمی از بدنش رو تو جنگ از دست داده بود و به قول خودش دکترا منو روفو کردن تا این شدم. شروع