هزار دیده به یاد تو آرمید، بیا هنوز ستاره نگرفته

کران شرق، کمان خطر کشید بیا!* کویر فتنه امان مرا برید، بیا! در آسمان کبودم، کران سبزی باش* بیا که قامت این کهکشان خمید، بیا! خدای تیغ رهایی! چه حاجت آن که دهد* طلوع سبز ترا این فلک نوید؟ بیا! فراخنای انا الحق! برای دیدن تو* به روی دار، سرم …

یا مهدی ادرکنا هنوز ستاره نگرفته

با اینكه روضه خوانم و می خوانم از شما فهمیده ام كه هیچ نمی دانم از شما یا ایها العزیز! ذلیل معاصی ام باید ز شرم چهره بپوشانم از شما می ترسم از رسیدن آن جمعه ای كه من جای سلام، روی بگردانم از شما رویی نمانده است به چشمت …