مشخصات واژه
واژه: کامجو
معادل ابجد: ۷۰
کامجو در فرهنگ فارسی معین
(ص فا.) خوش گذران .
کامجو. (نف مرکب ) جوینده ٔ تمتع و عیش و عشرت، ( صفت ) آنکه در طلب آرزو و امیال خود بر آید طالب تمتع و عیش و عشرت
[ با چنین کامجوی مطلب دوست رفتن و می کشیدنت نه نکوست ] . ( ضیائ اصفهانی سفین. فرخ )

کامجو
نام پسرانه با ریشه فارسی
آن که به دنبال عیش و خوشی است
این اسم پسرانه ایرانی تاکنون ۱۳۹ بار مشاهده شده است

یک نظر

    فاطمه

    چه جالب!

دیدگاهتان را بنویسید

*
*

فیلدهای ضروری علامت گذاری شده اند *