هنوز ستاره نگرفته

مجلس میهمانی بود……
پیر مرد از جایش برخاست تا به بیرون برود…
اما وقتی که بلند شد، عصای خویش را بر عکس بر زمین نهاد…..
و چون دسته عصا بر زمین بود، تعادل کامل نداشت…
دیگران فکر کردند که او چون پیر شده، دیگر حواس خویش را از دست داده و متوجه نیست که عصایش را بر عکس بر زمین نهاده…..
به همین خاطر صاحبخانه با حالتی که خالی از تمسخر نبود به وی گفت:
پس چرا عصایت را بر عکس گرفته ای؟!

پیر مرد آرام و متین پاسخ داد:
زیرا انتهایش خاکی است، می خواهم فرش خانه تان خاکی نشود…..

مواظب قضاوتهایمان باشیم….
مهم نیست که چه “مدرکی” دارید
مهم اینه که چه “درکی” دارید

مرا در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سروش
ایتا
اینستاگرام
تلگرام

۲ نظر برای این مطلب ثبت شده است

    فاطمه

    دقیقا
    عالی بود ….

    مصطفی

    سلام متن مار جالب بود من خودم ۱۵ ساله در داروخانه مشغول به کار هستم و تا حالا به این ارتباط بین مار و جام دقت نکرده بودم.
    مرسی خسته نباشید

دیدگاهتان را بنویسید

*
*

فیلدهای ضروری علامت گذاری شده اند *