خانه ی دوست کجاست ؟ هنوز ستاره نگرفته

و کسی می گوید : سر خود بالا کن ، به بلندا بنگر، به بلندای عظیم، به افق های پر از نور و امید و خودت خواهی یافت ، خانه ی دوست کجاست ؟ خانه ی دوست در آغوش خداست، خانه ی دوست در آن قلب پر از نور خداست …

بسوخت هنوز ستاره نگرفته

سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت … آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت تنم از واسطه ی دوری دلبر بگداخت … جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت هر که زنجیر سر زلف پری رویی دید … دل سودا زده اش بر من دیوانه بسوخت راحت …