عاشقی

من تورا میخواهم و یاد تو در من ماندنیست چشم تو چون شاه بیتی در غزلها خواندنیست . روی خود پنهان نکن ای عشق پنهانی من چهره زیبای تو چون باغ گلها دیدنیست . من به لبهایت طمع کردم،تو رنجیدی

الهی …

من نه آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم، نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی؛ در اگر باز نگردد، نروم باز بجایی؛ پشت دیوار نشینم، چو گدا بر سر راهی کس به غیر از تو نخواهم؛ چه

مناجات نامه خواجه!

موجود نفس های جوانمردانی ! حاضر دل های ذاکرانی ! از نزدیک نشانت می دهند و برتر از آنی ! ودورت می پندارند و نزدیکتر از جانی ! گفتم: صنما!مگر که جانان منی ! اکنون که همی نگه کنم جان

یا رب باورت دارم

وقتي اين همه انسان فرشته صفت موسيقي هاي آرامش بخش اين، دنياي زيبا سرسبزي ، سرد و گرم زندگي اين همه نعمت به اين نون و قلم به آغاز كلام پناهم ده كه در اين آزمايش هاي شيرين ات شرمسار

ماه من غصه چرا ؟!

ماه من غصه چرا ؟! آسمان را بنگر ، که هنوز ، بعد صدها شب و روز مثل آن روز نخست گرم و آبی و پر از مهر ، به ما می خندد . یا زمینی را که دلش از

پیام رهبر

ما پیام عید رهبر را چو مصحف می کنیم مثل دستورالعمل همواره مصرف می کنیم کوری چشم سران فتنه و بیگانگان چشم آقا، کار و همت را مضاعف می کنیم

سر و شانه

وقتی سرت رو رو شونه های کسی میگذاری که دوستش داری بزرگترین آرامش دنیا رو تو خودت احساس میکنی و وقتی کسی که دوستش داری سرش رو رو شانه هات میذاره احساس می کنی قوی ترین موجود جهانی

تو را مي خواهم

چشمانت را برای زندگی می خواهم اسمت را برای دلخوشی می خوانم دلت را برای عاشقی می خواهم صدایت را برای شادابی می شنوم دستت را برای نوازش و پایت را برای همراهی می خواهم عطرت را برای مستی می

دوست داشتن

دوست داشتن بهترین شکل مالکیت و مالکیت بدترین شکل دوست داشتن است . . . زیباترین حکمت دوستی ، به یاد هم بودن است ، نه در کنار هم بودن . . . خوشبخت کسی است که راه قدر دانی

دل تو خبر ندارد

به غم كسي اسيرم كه ز من خبر ندارد * عجب از محبت من كه در او اثر ندارد غلط است هر كه گويد دل به دل راه دارد * دل من ز غصه خون شد دل تو خبر ندارد