حضرت زهرا سلام الله علیها هنوز ستاره نگرفته

حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:ان السعید، کل السعید، حق السعید من أحب علیـــــــــــــــا فی حیاته و بعد موته…همانا سعادتمند(به معنای) کامل و حقیقی کسی است که امام علــــــــــــی(ع) را در دوران زندگی و پس از مرگش دوست داشته باشد…(مجمع‌ الزوائد علامه‌ هیثمى‌ ، ج‌ 9 ، ص‌ 132) راحت …

ای دوست هنوز ستاره نگرفته

یک نظر بر من افتاده ز پا کن ای دوست دلم از مهلکه هجر رها کن ای دوست آمدم بر سر خوان کرم صاحب لطف بخششی بر من بی برگ و نوا کن ای دوست عهد کردم سر راهت چو گدا بنشینم تو هم از لطف نظر سوی گدا کن …

هر فردی … هنوز ستاره نگرفته

هر فردی خود را ارزیابی می کند و این برآورد مشخص خواهد ساخت که او چه خواهد شد. شما نمی توانید بیش از آن چیزی بشوید که باور دارید «هستید». اما بیش از آنچه باور دارید «می توانید» انجام دهید راحت ستاره بدید

سلام ، خداحافظ هنوز ستاره نگرفته

سلام ای غروب غریبانه دل سلام ای طلوع سحرگاه رفتن سلام ای غم لحظه های جدایی خداحافظ ای شعر شبهای روشن خداحافظ ای همنشین همیشه خداحافظ ای داغ بر دل نشسته تو تنها نمی مانی ای مانده بی من تو را می سپارم به دلهای خسته تو را می سپارم …

يا فاطــــــــــــمه هنوز ستاره نگرفته

دهه اول فاطميه شروع شد نامردان اين زمانه مي گويند ميخ افسانه است !!!!!! در و ديوار خيال است!!!!!! گويي تا به حال صداي سيلي را نشنيده اند بيا اي يوسف زهرا راحت ستاره بدید

آدم … هنوز ستاره نگرفته

آدم وقتی عاشق شد … حتی يه لحظه هم عشقش رو نمي ذاره و بره … ! اگه اين كارو كرد … اون عشق نيست … آدم وقتی عاشق شد … چشمش خود به خود روی همه بسته ميشه … ! اگه نشد … اون عشق نيست …آدم وقتی عاشق …

عاشقانه … هنوز ستاره نگرفته

عاشقانه نوشتم تا عاشقانه بخوانند آنها که تنهادليل بودنشان رازيست که از يک گل درسينه دارند آنان که لحظه هايشان گذشت به سادگي همان باراني که باريد وخاطره هاي خوش روزهاي با هم بودن را ازخاطرشان شست آنان که تمام داراييشان يک گل بودويک دل که آن را نيز بخشيدند …

چشمانم … هنوز ستاره نگرفته

عقربه هاي ساعت رو به مشرق يخ بسته اند. چشمانم سکوت کرده اند. فقط نيمي از بلور مهتاب در آسمان پيداست و نيمي ديگرش را ابرها به اسارت برده‌اند. دلم هواي تپيدن با ستارگان را دارد و چشمانم هواي باريدن با ابرها. در چشمان سبز تو خيره ميشوم و مرغان …

بی صبر هنوز ستاره نگرفته

ميشود آيا بيايي و رها شود بغض چند ساله كه در گلو مانده است ميخواهم صدايت كنم با تمام وجود عقده اي است كه سالها بر دلم مانده است بيا تا رها شوم ز بند اين ايام كه تنها جرعه اي ز صبرم در توشه ام مانده است راحت ستاره …

دوستی هنوز ستاره نگرفته

دل من دیر زمانی است كه می پندارد “ دوستی ” نیز گلی است مثل نیلوفر و ناز ساقة تردِ ظریفی دارد بی گمان سنگدل است آنكه روا می دارد جانِ این ساقة نازك را دانسته بیازارد راحت ستاره بدید