امشب

امشب‌ بیا که‌ تشنه ی یک همنشینی‌ام‌ دیگر امید نیست‌ که‌ فردا ببینی‌ام‌ فردا، مرا ـ تمام‌ مرا ـ باد می‌برد ای‌ کاش‌، جای‌ باد، تو امشب‌ بچینی‌ام‌ خورشید، فرصتی‌ ست‌ که‌ از من‌ گذشته‌ است‌ تاریک‌، مثل‌ سایه ی

عاشقی

من تورا میخواهم و یاد تو در من ماندنیست چشم تو چون شاه بیتی در غزلها خواندنیست . روی خود پنهان نکن ای عشق پنهانی من چهره زیبای تو چون باغ گلها دیدنیست . من به لبهایت طمع کردم،تو رنجیدی

عشق یعنی …

عشق یعنی با یکی ، یکجا ، تماشایی شوی عاشقش باشی ، برایش هر لحظه رویایی شوی راه رویایی شدن اینست که شیدایی کنی بی شراب و باده ها درگیر شیدایی شوی عشق یعنی با نگاهت روی او را ناز