هنوز ستاره نگرفته

سلام ای همقطار خوب و کاری که هستی شهره در خدمتگزاری
از این شادم که هستم هم قطارت به خود می بالم از این هم قطاری
الا ای آنکه بهر کار مردم به سر داری هوای جان نثاری
دلم خواهد که پند مخلصت را اگر میشه به گوش جان سپاری
که تا این پند درویشانه من بماند در مزاجت یادگاری
الا ای کلام پشت گیشه که هستی خادم مردم همیشه
بسی شادم که این خدمتگزاری دوانده در رگ و جان تو ریشه
الا ای آن که هر ارباب خواهش به پیشت محترم چون قوم و خویشه
دلم خواهد به وقت کارگزاری نباشد بر لبت حرف نمیشه

شعر از محمد علی انصاری

مرا در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سروش
ایتا
اینستاگرام
تلگرام

یک نظر

    محمد

    سلام همکار محترم، شعر بسیار زیبایی بود

دیدگاهتان را بنویسید

*
*

فیلدهای ضروری علامت گذاری شده اند *